شخصیت شناسی از روی امضا
| اگر می خواهید بدانید بغل دستی تان، واقعا کیست و چه ویژگی هایی دارد، بهتر است یک قلم و کاغذ جلویش بگذارید و بخواهید برای یادگاری هم که شده به شما امضا بدهد. متخصصان نشانه شناس و گروهی از روانشناسان، معتقدند شیوه امضا کردن آدم ها می تواند برخی از خصوصیات شان را آشکار کند و به ما بگوید که در مقابل شان باید چه رفتاری را در پیش بگیریم.
امضای منطقی ها
اگر در زمان امضا کردن، خودکار را به طرف عقربه های ساعت حرکت می دهد، فردی منطقی است. اما اگر برعکس این حرکت را انجام می دهد، احتمالا با فردی روبه رو هستید که به آسانی دلایل شما را نمی پذیرد و قانع نمی شود، چراکه افرادی که برخلاف عقربه های ساعت امضا می کنند، معمولا آدم هایی غیرمنطقی هستند. پس بهتر است زمانی که فرد مقابل تان امضا می کند، در کنارش حضور داشته باشید تا علاوه بر شکل امضا، بتوانید جهت حرکت خودکار روی کاغذ را هم ببینید.
امضای بی خیال ها
کسانی که امضایشان، گنگ و خط خطی است و با عجله و بدون درنگ امضا می کنند، زندگی را آسان می گیرندو به خاطر موانع ای که برسر راه شان است، زندگی را به کام خود تلخ نمی کنند. اگر شما هم آدم آسان گیری باشد، در کنار آنها خوش خواهید گذراند؛ اما اگر سخت گیر و عصبی باشید بودن با آنها برای تان سخت ترین کار خواهد بود.
امضای جدی ها
آدم هایی که هنگام امضا کردن، خودکار را روی کاغذ فشار می دهند، اغلب افراد جدی و منظمی هستند. اگر کاری را به آنها سپرده اید، نیازی نیست که نگران انجام شدنش باشید، چون نظم آنها نگرانی شما را برطرف می کند اما باید بدانید که این افراد استرس زیادی دارند و احتمال دارد از ضربه ای یا سختی ای که در کودکی خورده اند، آسیب دیده باشند.
امضای مرموز ها
اگر هنگام امضا کردن، خودکار را آرام حرکت می دهد و مراقب است که به بهترین شکل امضا کند، احتمالا شخصیتش با آنچه بروز می دهد متفاوت است و می خواهد در مقابل شما، خود را بهتر از آنچه که هست جلوه دهد. در مقابل چنین فردی کمی محتاط باشید و زمان بیشتری را صرف شناختن خود واقعی اش درنظر بگيريد، چراکه به احتمال زیاد، او چیزهای زیادی را برای پنهان کردن از شما دارد.
امضای آدم های مغرور
آدم هایی که به جای امضا کردن، نام خود را می نویسند، خود را فردی باارزش می دانند و به توانایی هایشان ایمان دارند. آنها دوست دارند نامشان را در همه جا مطرح کنند و آنقدر خود را مطرح و توانمند می دانند که ممکن است گاهی مغرور و خودخواه جلوه کنند. این افراد تمام تلاش شان را می کنند تا در موقعیت های شایسته ای قرار بگیرند و از این راه احساس غرور شان را ارضا کنند.
امضای برونگراها
اگر با فردی روبه رو هستید که بزرگ و با حروف درشت امضا می کند، احتمالا با یک برونگرا در ارتباط هستید. بررسی ها می گوید آنها افراد با اعتماد به نفسی هستند که گاهی خودشان را بیش از حد باور دارند اما به دليل اراده قوی شان می توانید روی آنها حساب کنید. از طرف دیگر، کسانی که در سمت راست یک متن امضا می کنند، آدم هایی برونگرا و اجتماعی هستند که خیلی راحت با غریبه ها صمیمی می شوند و اگر با چنین فردی به مهمانی دعوت شوید، حتما به شما خوش می گذرد.
امضای صادق ها
برای آنکه بدانید با فردی صادق روبه رو هستید یا نه، می توانید از او بخواهید یک فرم را هم امضا کند. بررسی ها مaی گوید اگر او بالای فرم را امضا کرد، احتمالا آدم راستگویی نیست، اما اگر پایین فرم را امضا کرد، بیشتر می توانید به گفته هایش اعتماد کنید. از نظر آنها کسانی که بالای فرم را امضا می کنند، کمتر به تعهدات شان پایبند می مانند؛ پس بهتر است قبل از اعتماد کردن بهانه ای برای گرفتن امضایش پیدا کنید.
امضای لجباز ها
اما اگر طرف مقابل تان در امضایش از خطوط عمودی استفاده می کند، باید بدانید با فردی لجباز روبه رو هستید که معمولا هر کاری که بخواهد، انجام می دهد، چراکه این افراد، معمولا روی تصمیم ها و کارهایی که می خواهند انجام دهند، پافشاری می کنند. البته این خصلت آنها همیشه هم بد نیست، چون برای رسیدن به چیزی که می خواهند تلاش و پافشاری می کنند، اگر شما هم آدم لجبازی هستید، احتمالا آسان با چنین فردی کنار نمی آیید.
امضای عصبی ها
اگر با فردی روبه رو هستید که امضایش شلوغ است، بدانید که شخصیتی مضطرب و ناآرام دارد به ویژه اگر این شخص، امضایی با شکل های در هم و آشفته را انتخاب کرده است، می توانید آسان تر احتمال مضطرب بودنش را مطرح کنید. چنین فردی آسان از کوره در می رود، پس در مقابل او کمی محتاط تر رفتار کنید. بعید نیست که این افراد آدم های شکاکی باشند و بخواهد از همه رفتارهای شما سر در بیاورند.
امضای درونگراها
افرادی که سمت چپ صفحه را برای امضا کردن انتخاب می کنند، آدم های خجالتی و درونگرایی هستند که راحت با هرکسی کنار نمی آیند. این افراد از اینکه به جمعی وارد شوند که کسی را در آن نمی شناسند عذاب می کشند و دوست ندارند کسی سر از کار شان در بیاورد. آنها سرشان به کار خودشان گرم است و قرار گرفتن در موقعیت های ناگهانی، می تواند آنها را به شدت مضطرب و حتی ناامید کند.
امضای مهربان ها
آدم های مهربان و بخشنده، هنگام امضا کردن، قلم را بسیار آرام روی کاغذ حرکت می دهند. سادگی امضای آنها، از قلب ساده شان خبر می دهد. آنها یا شخصیتی ساده دارند یا سواد بالایی ندارند. این افراد به راحتی حرف دیگران را باور می کنند و خودشان هم برای بزرگ تر جلوه دادن شخصیت شان به دروغ و فریب رو نمی آورند.
امضای سختکوش ها
کسانی که در امضایشان از خطوط منحنی و بدون زاویه استفاده می کنند، آدم های سختکوشی هستند که با هوش و پشتکار فراوانشان به هر چه بخواهند می رسند. این افراد برای رسیدن به اهداف خود بسیار مصمم و پر تلاش هستند و تا رسیدن به هدفشان، صبور و بردبارند.آنها حتی با وجود مشکلات هم، هرگز از تصمیم شان منصرف نمی شوند.
امضای خجالتی ها
کسانی که کوتاه و کوچک امضا می کنند، افرادی خجالتی هستند که اعتماد به نفس پایینی دارد. آنها از توانایی های خودشان a و معمولا خود را در حاشیه قرار می دهند وa در مهما& مرجع :وطن دانلود |
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 734
برچسب ها :
عکس های آمریکا ۵۰ سال پیش
به گزارش فارس، نیم قرن پیش اخبار غالب آمریکا را فعالیتهای جنبش های برابری سیاه پوستان تشکیل می داد. آمریکا در این سال درگیر جنگ ویتنام بود که در آن میلیون ها ویتنامی کشته شدند؛ و در پاپان همین سال هم بود که رئیس جمهور آمریکا به دست فردی ترور شد که خودش تنها دو روز بعد با شلیک گلوله کشته شد.
این گزارش نگاهی است به برخی از حوادث آمریکا، درست در نیم قرن پیش: یعنی سال 1963
* 28 آگوست 1963؛ رویای لوترکینگ پس از بازداشت زنی در اتوبوس
• در عکس «مارتین لوترکینگ جونیور»، رهبر سیاه پوست «جنبش حقوق مدنی آمریکا» دیده می شود که برای کسب برابری میان سیاه پوستان و سفیدپوستان مبارزه می کرد.
• لوتر کینگ جوان این جنبش را پس از بازداشت زن سیاه پوستی به نام «رزا پارکس» پایه ریزی کرد. رزا پارکس در اول دسامبر 1955 به این خاطر بازداشت شد که در اتوبوس عمومی بلند نشده بود تا جایش را به زنی سفیدپوست بدهد.
• عکس بالا در 28 آگوست سال 1963 گرفته شده است و مربوط به یکی از گردهمایی های اعتراضی سیاه پوستان است که نام لوتر کینگ 36 ساله در آن زمان را بر سر زبان ها انداخت.
• در این تجمع اعتراضی که به «راه پیمایی در واشنگتن» شهرت یافت، کینگ سخنرانی مشهور خود با عنوان «رویایی دارم...» را ایراد کرد و خود را به عنوان یکی از قوی ترین سخنرانان تاریخ آمریکا معرفی کرد.
• لوتر کینگ این تظاهرات را «بزرگترین تظاهرات برای آزادی در تاریخ آمریکا» خوانده است.
* 2 ژانویه 1963: رصد هوایی جنگجویان ویتنام
• عکسی از یکی از عملیات های آمریکا در جنگ ویتنام. این عکس در تاریخ 2 ژانویه 1963 گرفته شده و یکی از فرماندهان آمریکایی را در بالگردی نشان می دهد که حرکت های زمینی نیروهای ویتنامی را از بالا رصد می کند.
• در جنگ ویتنام بنا به اعلام دولت این کشور در سال 1995، بیش از یک میلیون ویتنامی کشته شدند.
• آمریکا در این جنگ از عامل نارنجی علیه شهروندان این کشور استفاده کرد که بر اثر آن 400 هزار نفر کشته شده و بیش از 500 هزار کودک ویتنامی با نقائص مادرزادی متولد شدند. صلیب سرخ ویتنام می گوید بیش از یک میلیون نفر از مردم ویتنام به خاطر استفاده آمریکا از عامل نارنجی معلول شده یا با مشکلات سلامت روبرو شده اند.
* تلویزیون های قابل حمل ژاپنی ها
• استفاده از تلویزیون های کوچک و قابل حمل در سال 1963 در آمریکا هنوز متداول نشده بود، اما در ژاپن این تلویزیون ها تولید شده و مورد استفاده قرار می گرفتند.
• صاحبان این دستگاه های تلویزیون، مانند بیماری که در عکس زیر از یکی از بیمارستان های توکیو می بینید، این دستگاه های تلویزیون قابل حمل را همراه خود به هر جا که می رفتند، می بردند.
* 23 مارس 1963: مسابقات اتومبیل رانی
• این عکس در 23 مارس 1963 گرفته شده و 65 راننده ماشین را نشان می دهد که با سرعت می دوند تا در مسابقه اتومبیل رانی استقامت بین المللی که در ایالت فلوریدا برگزار می شد، شرکت کنند.
* 1 آوریل 1963: پایان اعتصاب 114 روزه روزنامه ها
• مسافران متروی نیویورک در اول آوریل 1963، یعنی روزی که اعتصاب 114 روزه روزنامه های آمریکا به پاپان رسیده است روزنامه های صبح را می خوانند. این اعتصاب در 8 دسامبر 1962 در اعتراض به دستمزدهای پایین روزنامه نگاران آغاز شده بود.
* 4 آوریل 1963: سیاه ها به دنبال حق غذا خوردن در رستوران ها
• یکی از راهبردهای جالب اعتراضات مدنی سیاه پوستان به تبعیض های نژادی اعتراضاتی بود که به اعتراضات «رستوران نشینی» مشهور شد.
• سیاه پوست های آمریکا، حتّی زمانی که بنیان های تبعیض های نژادی آرام آرام در اثر اعتراضات و جنبش های سیاه پوستان سست و سست تر می شد هنوز حق اینکه در رستوران ها بنشینند و غذا سفارش بدهند نداشتند. رهبران جنبش های برابری خواهی های نژادی دستور داده بودند سیاه پوستان با نشستن در رستوران ها با این بی عدالتی مبارزه کنند.
• عکس بالا متعلق به دانشجویی 19 ساله به نام «دوروثی بل» است که در 4 آوریل 1963 یکی از همین اعتراض ها شرکت کرده است. «دوروثی بل» پشت پیشخوان یک رستوران منتظر غذایی است که سفارش داده است. البته سفارش «بل» هرگز حاضر نشد، چون پلیس قبل از خدمتکار رستوران سر رسید و او و 20 نفر دیگر را دستگیر کرد.
*12 آوریل 1963؛ «مارتین لوترکینگ» دستگیر شد
پلیس، «رالف آبرناتی» (سمت چپ تصویر) و «مارتین لوترکینگ» (سمت راست تصویر) را به خاطر آنکه رهبری سیاه پوستان معترضان را در یک اعتراض در شهر «آلباما» در ایالت «آلاباما» به عهده داشتند، دستگیر کرده است.
*3 مه 1963؛ عکسی که «اف کندی» درباره اش صحبت کرد
• سگ پلیس آمریکا به یکی از تظاهرات کنندگان جنبش حقوق مدنی حمله کرده است که در بیرمنگام به مخالفت با حکم ممنوعیت راهپیمایی پرداخته است.
• این عکس فردای آن روز یعنی در 4 مه 1963 در صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز آن زمان منتشر شد و جان اف کندی، رئیس جمهور وقت آمریکا با چند گروه سیاسی درباره آن بحث کرد.
*14 ژوئن 1963؛ تظاهرات سیاه پوستان مقابل دادگستری
• «رابرت کندی»، دادستان کل وقت آمریکا با بلندگوی دستی با سیاه پوستان معترض آمریکایی که مقابل وزارت دادگستری این کشور تجمع کرده اند، صحبت می کند.
*15 ژوئن 1963؛ شورای سفیدها فعال سیاه پوست را ترور کرد
• افرادی که در مراسم یادبود «مگار اورس» شرکت کرده اند از کنار تابوت او عبور می کنند. مگار اورس از فعالان سیاه پوست جنبش حقوق مدنی بود که توسط یکی از اعضای «شورای شهروندان سفیدپوست» کشته شد.
* 7 جولای 1963؛ سفیدپوستی که برابری با سیاهان را می خواست
• «آلیسون توراج» از فعالان جنبش های طرفدار برابری سیاه پوستان بود که در زمان شرکت در یک تظاهرات عمومی با پرتاب یک سنگ از ناحیه چشم آسیب دید.
*15 جولای 1963؛ آتش نشان ها در برابر سیاه ها
مأموران آتش نشانی با شیلنگ های آتش نشانی به فعالان جنبش مدنی حمله می کنند.
*12 سپتامبر 1963؛ "مدارس بیرمنگام را سفیدپوست نگاه دارید.
* دانشجویان سفیدپوست آمریکایی در شهر بیرمنگام در ایالت آلاباما عروسکی که مانند سیاه پوستان تزئین شده است را روی زمین می کشانند. روی ماشین آنها هم نوشته شده دانشگاه های بیرمنگام را سفید نگاه دارید.
دو دانشجوی آمریکایی آفریقایی تبار در دانشگاه این دانشجویان که به تازگی مجزاسازی نژادی را کنار گذاشته بود ثبت نام کرده بودند، اما اکثر دانشجویان سفیدپوست از رفتن به کلاس ها امتناع می کردند و خواهان حذف قانون ادغام نژادی بودند.
* 22 نوامبر 1963؛ همسر رئیس جمهور ترور شده به پیکر نیمه جانش تکیه می کند
• این عکس در ساعت 12:30، بیست و دوم نوامبر 1963 و تنها چند ثانیه پس از آنکه به «جان اف کندی»، رئیس جمهور وقت آمریکا و «جان کونالی» فرماندار تگزاس شلیک شد، گرفته شده است. لیموزین رئیس جمهور پس از این شلیک به سمت بیمارستان حرکت می کند که «کلینتون هیل»، از مأموران اطلاعاتی آمریکا سعی می کند به پشت ماشین بپرد.
این عمل هیل باعث شده است «جان کونالی»، همسر فرماندار تگزاس و خانم کندی، همسر رئیس جمهور آمریکا هر دو از شدت ترس سرشان را بدزدند و به پیکرهای همسرانشان که یکی زخمی و دیگری احتمالاً نیمه جان است، تکیه دهند.
*22 نوامبر 1963؛ مظنون به قتل کندی دستگیر شد
• در عکس «لی هاروی اسوالد» که دولت آمریکا او را عامل ترور جان اف کندی معرفی کرد، دیده می شود. اسوالد ترور جان اف کندی را رد کرده بود.
*24 نوامبر 1963؛ ترور کننده «کندی» ترور شد
در روز 24 نوامبر 1963، یعنی دو روز بعد از ترور کندی، هنگامی که پلیس، «لی هاروی اسوالد» که مظنون به ترور کندی را از قرارگاه پلیس به سمت زندان می برد فردی به نام «جاک رابی» در مقابل دوربین هایی که این صحنه را ضبط می کردند به او شلیک کرد و او را به قتل رساند.
*24 نوامبر 1963؛ وداع همسر و دختر کندی با وی
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 858
برچسب ها :
| بچه های دیروز! |
| احمدشاه |
| محمد مصدق |
| صادق هدایت |
| مریم فیروز |
| حسین بهزاد |
| امیرعباس و فریدون هویدا |
| محمدرضا پهلوی |
| علی شریعتی |
| فریدون مشیری |
| احمد شاملو |
| ژاله اصفهانی |
| ابوالحسن بنی صدر |
| نادر ابراهیمی |
| غلامرضا تختی |
| ثریا اسفندیاری بختیاری |
| عمران صلاحی |
| سهراب سپهری |
| همايون خرم |
| فرح دیبا پهلوی |
| هانیبال الخاص |
| غلامحسین ساعدی |
| مصطفی چمران |
| علی لاریجانی |
| گوگوش فائقه آتشین |
| خسرو شکیبایی |
| عباس کیارستمی |
| داریوش اقبالی |
| فرهاد مهراد |
| ابی ابراهیم حامدی |
| سوسن تسلیمی |
| اردشیر فرح |
| لیلا فروهر |
| رضا پهلوی |
مرجع:زیک زاک
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 895
برچسب ها :
حکم اعدام چهار متهم پرونده اختلاس بزرگ تایید شد
دفتر دادستانی کل کشور روز یکشنبه، ۲۹ بهمن ماه اعلام کرد
که حکم اعدام مه آفرید امیرخسروی و سه تن دیگر از متهمان پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی از سوی دیوان عالی کشور تأیید شده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، دفتر دادستانی کل کشور در اطلاعیه ای اعلام کرد که برای متهمان ردیف اول تا چهارم پرونده فساد مالی حکم اعدام صادر شده است.
ناصر سراج، قاضی پرونده نیز در خصوص امکان اعتراض متهمان به احکام تأیید شده، به خبرگزاری فارس گفته است: «این احکام قطعی بوده و آماده اجرا است.»
دادستانی کل کشور همچنین از تأیید حکم حبس ابد رئیس بانک ملی شعبه کیش خبر داده و افزوده است: «حکم حبس ۱۰ سال و انفصال و شلاق و جزای نقدی و استرداد وجود مأخوذه دو نفر از معاونین سابق وزیر (که یکی از آنان رئیس سابق سازمان ایمیدرو می باشد) و همچنین دو تن از مدیران کل وزارت راه تأیید شده است.»
بر اساس این اطلاعیه همچنین حکم حبس ابد معاون بانک صادرات گروه ملی صنعتی شعبه اهواز نقض شده است.
اطلاعیه دادستانی کل کشور پس از آن منتشر شد که از روز شنبه، ۲۸ بهمن ماه، اظهارات جداگانه مراجع قضایی و وکیل پرونده در مورد حکم مه آفرید امیرخسروی، متهم ردیف اول پرونده، ابهاماتی را ایجاد کرده بود.
آیت الله محسنی گرکانی، رییس دیوان عالی کشور روز ۲۸ بهمن ماه در گفت و گویی با سایت امنیتی «مشرق نیوز» تایید کرد که حکم اعدام مه آفرید امیر خسروی، متهم ردیف اول پرونده و یکی دیگر از متهمان تایید شده است.
به دنبال این اظهارات غلامعلی ریاحی، وکیل مدافع آقای امیر خسروی به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفت: «من هم این خبر را شنیدم ولی وقتی به دفتر شعبه ۱۳ دیوان عالی کشور که این پرونده در آن جا رسیدگی می شود مراجعه کردم، به من اعلام شد هنوز دادنامه ای که در خصوص این پرونده صادر شده حتی در دفتر دادگاه، ثبت نشده است.»
آقای ریاحی افزود که در این خصوص همچنین نزد رییس کل دفتر دیوان عالی رفته است که این مقام قضایی ضمن ابراز تعجب از نحوه انتشار خبر گفته است: «قرار بوده است که اخبار مربوط به این پرونده توسط سخنگوی قوه قضائیه اعلام شود، ولی ما هم از کم و کیف قضیه بی خبریم.»
پرونده فساد مالی سه هزار ميليارد تومانی که از آن به «بزرگترين اختلاس در تاريخ ايران» ياد می شود مربوط به اتهامات فردی به نام «مه آفريد امير خسروی» صاحب مجموعه «گروه امير منصور آريا» است.
وی متهم شده که با استفاده از نفوذ خود و همکاری برخی افراد از جمله مقام های دولتی و نمايندگان مجلس اقدام به باز کردن اعتبارنامه های بازرگانی (ال سی های) جعلی و دريافت وام های کلان بانکی کرده است.
رسیدگی به این پرونده از اواسط مرداد سال ۱۳۹۰ آغاز و در نهایت بهمن ماه همان سال برای ۳۲ تن از متهمان این پرونده کیفرخواست صادر شد. بررسی این پرونده در ۱۳ جلسه دادگاه صورت گرفت که آخرین دادگاه رسیدگی ۱۲ تیرماه سال جاری برگزار شد.
شهریورماه سال جاری خبرگزاری فارس ازصدور حکم اعدام برای سه تن از متهمان این پرونده، از جمله آقای امیر خسروی خبر داد که این احکام برای اجرایی شدن باید به تایید نهایی دیوان عالی کشور می رسید.
دفتر دادستانی کل کشور در اطلاعیه خود آورده است که روند رسیدگی و جزئیات بیشتر سایر احکام این پرونده ۳۰ بهمن ماه از سوی غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه اعلام خواهد شد.
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 750
برچسب ها :
اس ام اس روز عشق

درخت دوستی رو با قلب میکارن نه با دست !
تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف . . .
.
.
.
هیچ میدانــی ؟
بزرگترین آرزوی من این است که،
کوچکترین آرزوی تو باشـــم . . .
.
.
.
سرمایه ام ۲ سکه محبت است …
یکی مال تو و دیگری صدقه به نیت شادی دلت
.
.
.
خراب اون چشاتم
عاشق اون صداتم
بادبون کشتیاتم
دیونه ی نگاتم
روانیه اداتم
بخوای نخوای فداتم …
.
.
.
این روز ها هیچ چیز سرجایش نیست !
جز تو …
چه زیبا جا گرفته ای در دلم …
.
.
.
قول میدهم لام تا کام حرفی نزنم
فقط بگذار از “دال تا میم” بگویم ، بگذار بگویم که “دوستت دارم”
دیگر لام تا کام حرفی نمیزنم …
.
…
.
.
با تیتر بزرگ دوستت دارم !
من پاورقی کتاب عشق توام در توصیف یک عاشق …
.
.
.
فاصله دورت نمی کند ، در خوب ترین جای جهان جای داری !
جایی که دست هیچکس به تو نمی رسد ! دلم …
.
.
.
روشن ترین روزها در انتظارت خواهد بود چون من آفتاب را برایت آرزو کردم !
.
.
.
برای سپاس تمام مهربانیهایت روز سپندارمذگان را برگزیدم تا بگویم
برای تمام شادیهایی که با حضورت در قلبم
به من هدیه کردی سپاسگذارم
روز عشاق ایرانی مبارک
.
.
.
قشنگ ترین لحظه ی عمر ، لحظه ی با تو بودنه
حتی اگه نباشی تو ، عطر تن تو با منه
احساس قلب من شده ، بودن با تو تا ابد
نمیشه حتی توی خواب ، قید نگاه تو رو زد
خوب می دونم که گوش تو ، از حرف عاشقی پره
اما بدون که سرنوشت ، بی تو رقم نمی خوره …
.
.
.
زندگی معنای پیچیده ای نداره …
همین که “تـــــــو” کنارم باشی یعنی زندگی !
.
.
.
چقدر پر مےکشد دلــم!بہ ھواے تـو
انگارتمام پرندہ ھاے جھان درقلبم آشیانہ کردہ اند
.
.
.
نم نم مرامت را با دریای دیگران عوض نمیکنم
حتی اگر در طوفان دوستیت بمیرم…
.
.
.
تمام امید آسیابان به وزش باده تا آسیابش از کار نیفته ؛
قلبم آسیاب ، خودم آسیابان و نفسهایت باد …
.
.
.
قشنگترین اتفاق ذهنم حادثه ی شنیدن صدای تو بود …
چقدر تنهایم وقتی گاهی کم می شوی …
.
.
.
زیباست یادت … ببین اگر خودت بودی چه غوغایی میکردی !
.
.
.
برای دوست داشتنت نیاز به استخاره نبود
امــا برای با تو بودن و با تو ماندن
سَراپــا نیـــازمند استجابَت دعایم
.
.
.
عشق شاید زود تو را عاشق و دلتنگ کند اما هرگز تو را سیر نمی کند
.
.
.
جای خالی تو را
آن قدر با چشم هایم آب خواهم داد
که باز کنارم سبز شوی …
.
.
.
ﺗﻮ ﺟﺎﻧﻤﻲ ، ﭼﻪ ﺧﻮﺵ اﺳﺖ ﻭﻗﺘی ﺑﻪ ﻟﺒﻢ می ﺭسی …
.
.
.
بعد از مُردنم سرم را جدا کنید بگذارید روی شانه ام
شانه ای که سر می خواست ، سری که شانه می خواست
هر دو را برسانید به آرزوشان . . .
.
.
.
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش
نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
.
.
.
قلبم …
شاتر دوربین عکاسی است که منم . !
به تو که می رسم ، تند می زند
برای ثبت لحظه ها . . .
.
.
.
میگن عاشقا عشقشون رو خوشگل می بینن ،
این دفعه که دیدمت خلی خوشگل شده بودی !
نمی دونم هر دفعه تو خوشگل تر میشی یا من عاشق تر ؟!؟!
.
.
.
زیباترین جهان را تو ساخته ای ، اینجا در دلم وقتی که هستی …
.
.
.
هیچکس نـفهمیـــــد که « زلـیخـــــــا » مــَـــــــــرد بـود ..!
میــــدانی چــــــــــــرا ؟؟
مـــــردانـــگی میــخواهـــــد
مــــــــانـدَن ، پــای عشــــــقی که مـُـــدام تـو را پـــس میــــزَنــد
.
.
.
همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست
گاهی بخاطر بودن کسی ست که حواسش به تو نیست
.
.
.
کوتاه می گویم دوستت دارم اما از دوست داشتنت کوتاه نمی آیم …
.
.
.
فصل فصلِ زندگی را جستجو کردم
ابر بسیار دیدم !
اما هیچ بارانی چون تو
مرا به دریا نبرد !
.
.
.
نوشته ها بهانه است
فقط مینویسم که یادآوری کنم به یادتم
باورش با تو
.
.
.
قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق ؛
مرا در خود کشیدی ای برمودای من …
.
.
.
هیچ چیز تو را ناراحت نکند فقط شادی ها تو را احاطه کند
دوستانت عاشقت باشند لطف خدا با تو باشد
اینها آرزوهایم برای تو در روز سپندارمذگان است
.
.
.
عاشقم گر نیستی لطفی بکن نفرت بورز
بی تفاوت بودنت هر لحظه آبم میکند . . .
.
.
.
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم…
که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود…
و من…
روبه روی تو…
می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم…
.
.
.
شیرین ترین لبخند اون لبخندیه که
وقتی میخوای بهش اس ام اس بدی یه دفه خودش اس ام اس میده !
.
.
.
گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری
ولی انگار همین جا و همین دور و بری
ماه می تابد و انگار تویی می خندی
باد می آید و انگار تویی می گذری
.
.
.
عزیزم با تو هر روز روز عشق است
سپندار مذگان روز عشق ایرانی بر تو مبارک
.
.
.
ضربان قلبم
با تو : _\/_\/_\/_
دور از تو : _\_\ _\_
بدون تو : _____
.
.
.
چشمانت کارناوال آتش بازی است
یک روز در هر سال برای تماشایش می روم
و باقی روزهایم را
وقف خاموش کردن آتشی می کنم
که زیر پوستم شعله می کشد…
.
.
.
آراسته آمد و چه آراستنی
پیراسته زلف خود چه پیراستنی
بنشست به می خوردن و برخاست به رقص
به به چه نشستنی چه بر خاستنی . . .
.
.
.
میخواهم به یاد آوری چقدر به هم نزدیک هستیم
حتی با وجود فرسنگها فاصله چقدر به من نزدیکی
میخواهم بدانی در این روز بزرگ سپندارمذگان به تو فکر میکنم
می دانی که من هر روز ،
با تو بودن را جشن می گیرم
خواهشی از تو دارم…
بیا عشق مان را “سپندار مذگان ” هم جشن بگیریم
.
.
.
دارم به اجزای تشکیل دهنده ام تجزیه میشوم !
آب
باد
خاک
و این آتش که تو به جانم انداخته ای …
.
.
.
من
برای دوست داشتن ات
مدت هاست آماده ام
اما
امان از تو
امان از زن ها
همیشه دیر حاضر می شوید . . .
.
.
.
می خواهم غزلی را برای پرواز بهانه کنم
و پرواز را برای رسیدن به تو
و تو را بهانه ی زندگی
.
.
.
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم …
آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم …
.
.
.
میدونى فرق تو با کبوتر چیه ؟ اون از قشنگیش اسیر میشه ،
تو با قشنگیت اسیر میکنى !
.
.
.
بی بهانه دوستت دارم
سپندار مذگان روز دلباختگان ایرانی بر تو ای ایرانی عاشق مبارک باد
.
.
.
آمـــد امـــا در نگاهــش آن نوازش ها “نبــــــود…
چشــم خواب آلـودش را مســتى و رویــا “نـــبود …
لـب همــان لـب بود اما بوسـه اش گرمــى “نـداشـت ….
دل همــان دل بود اما مســت و بى پـروا “نبــــود…
.
.
.
نازنینم همه هستی همه مستی
بی توام بی همه هستی
هرچه دارم با تو دارم
با توام با شور و مستی
عشق و رویا عشق و هستی
در کلامم در نگاهم
موج عشق و موج هستی
همه آرامش ، همه آرام تو هستی
.
.
.
هنوز اون روز فراموشم نمیشه
که با دست قشنگت روی شیشه
کشیدی عکس قلبی و نوشتی
واسه امروز و فردا و همیشه
.
.
.
تو زندگی بعضی چیزا بزرگ و بعضی چیزا کوچیکن ،
بعضی چیزا ساده بعضی چیزا مهم هستن :
بزرگ مثل عشق ، کوچیک مثل غم ، ساده مثل من ، مهم مثل تو !
.
.
.
باران که گذشت
دلم پرواز می خواهد…
دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد…
دلم آواز می خواهد…
دلم از تو سرودن با صدای ساز می خواهد…
دلم بی رنگ و بی روح است…
دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد…
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 631
برچسب ها :
داستان کوتاه اصالت یا تربیت؟
روزی شاه عباس در اصفهان به خدمت عالم زمانه “شیخ بهائی” رسید و پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید : در برخورد با افراد اجتماع “اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ؟”
شیخ گفت : هرچه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من “اصالت” ارجح است و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که “تربیت” مهم تر است. بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچ یک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند. به ناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند.
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید و بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید ، سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود که در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند. در هنگام شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم “تربیت” از “اصالت” مهم تر است ؟؟؟ ما این گربه های نااهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت “تربیت” است. شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت : من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند. شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست ؟ فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز ! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام می شود ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا نیز تکرار کند. شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد ، چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت و تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد و هنگامه ای به پا شد ؛ یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب …
این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه “تربیت” هم بسیار مهم است ولی”اصالت” مهم تر. یادت باشد با “تربیت” می توان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و “اصالت” خود برمی گردد.
داستان کوتاه کشاورز دانا
پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد و آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
یک ماه بعد مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی دانم چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه ای قرار داده تکان نخورده است ؟
این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار کاری کنند که شاهین پرواز کند اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هرکس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه گر شاهین را نزد او بیاورند.
درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید : تو شاهین را به پرواز درآوردی ؟ چگونه این کار را کردی ؟ شاید جادوگر هستی ؟
کشاورز گفت :
سرورم ، کار ساده ای بود ، من فقط شاخه ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم و شاهین از روی غریزه شروع به پرواز کرد.
“گاهی از دست دادن تکیه گاهها باعث ایجاد تکاپو و حرکت میشود”
داستان کوتاه ارزش کار برای دیگران
پس از ۲۱ سال زندگی مشترک ، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد. آن زن مادرم بود که ۱۹ سال پیش از این بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن ۳ بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم ولی مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده ؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد می دانست. به او گفتم : بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم ؛ او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد .
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش می رفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود ، کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود ، مو هایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون می روم و آن ها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمی توانند برای شنیدن ما وقع امشب منتظر بمانند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گویی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یادآوری خاطرات گذشته به من می نگرد و به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران می رفتیم او بود که منوی رستوران را می خواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسیده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.
هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولی داشتیم. هیچ چیز غیرعادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبت ها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدر حرف زدیم که سینما را از دست دادیم. وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت ؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیش تر از آنچه که می توانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریع تر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم. کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم به دستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود :
نمی دانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای ۲ نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت ؛ و تو هرگز نخواهی فهمید که آن شب برای من چه مفهومی داشته است !!! دوستت دارم پسرم …
“گاهی ارزش کارهایی که برای دیگران انجام میدهیم فراتر از چیزی است که فکر میکنیم”
داستان های کوتاه فلسفی و مفهوم
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 545
برچسب ها :
یک رکورد شگفت انگیز در جهان
امتیاز بدهید :
موضوع : | بازدید : 582
برچسب ها :
.: Weblog Themes By Pichak :.






























































































































